تفسیر سوره ی فصلت شبهای ماه مبارک رمضان ۸۷
مسجد جامع لاهیجان

تذکر: فایل های صوتی با پسوند amr هستند و توصیه میشود در هنگام پخش از نرم افزار RealPlayer استفاده شود.


جراحت پشت ابی عبدالله علیه السلام

انس میگوید: خدمت امام حسین علیه السلام بودم، كنیزكی وارد شد و دسته گلی به آن حضرت هدیه كرد، امام فرمود:
تو در راه خدا آزادی . عرض كردم: او برای شما دسته گلی آورد كه ارزش چندانی ندارد و شما او را آزاد میكنید؟ فرمود:
كشف الغمة، ج 2، ص 31





کنیه ها و القاب امام کاظم علیه السلام

لقب و كنیه در زبان عربى نمایانگر نحوهء پذیرش جامعه و طرز تلقى آن از فرد مى باشد و هویت شخصى او را در زندگى روشن مى سازد، و تقریبا یك نوع تاریخ و سرگذشت متحركى است كه از شخص، ثابت مى ماند از این رو گاهى یك فرد به تناسب شئون و خدمات و فعالیتها یا خصائص و و یژگىهاى خود داراى عناوین و القاب متعددى مى گردد. از این رو قهرمان گفتار ما نیز داراى چند کنیه و لقب افتخار آمیز و انسانى مى باشد:
البته این سه كنیهء زیر نیز در موارد نادر بر او اطلاق مى شد:
ابو ابراهیم، ابو على، ابو اسماعیل. این چهار كنیه نامهاى دوم او بودند كه گاهى در مكاتبات و اغلب در كتب حدیث اطلاق شده است كه كنیه ى نخستین، معروف ترین و مشهورترین آنها مى باشد و آن كنیه خاطرات و مبارزات امام نخستین را در دلها زنده مى سازد و چند تن از پیشوایان معصوم ما این كنیه را داشتند كه پس از حضرت على (علیه السلام) امام كاظم (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام)، امام جواد (علیه السلام) داشته اند، از این رو محض تشخیص كامل، مقصود از «ابوالحسن» بدون قید، على (علیه السلام) و «ابوالحسن الأول» امام موسى (علیه السلام) و «ابوالحسن الثانى» امام رضا (علیه السلام) و «ابوالحسن الثالث» امام جواد (علیه السلام) است.

امام در مقابل سعه ى صدر و حلم و بردبارى و گذشتى كه داشت اغلب به دشمنان و بدخواهان و متجاوزین حقوق شخصى و خصوصى خود نیز عفو و گذشت داشت. و گاهى نه تنها مرتكب قصاص یا انتقام نمى گشت بلكه طرف را مورد عنایت و بذل توجه خاص خود قرار مى داد.

آگاه و دانشمند لقبى بود كه در آن عصر مشعشع اسلامى، در بین جمع علما و دانشمندان متعددى كه حضور داشتند روى و فور علم و احاطه ى كامل او بر علوم و دانشهاى عصر، به آن بزرگوار اختصاص یافته بود.

عنوانى بود كه دوستان و علاقهمندان بر اساس شایستگى و لیاقت و اطاعت به امام داده بودند و گاهى این لقب، علامت، رمز، و استتارى بود كه مى خواستند بیگانگان از راز شیعه آگاه نگردند.

لقبى است كه مردم بغداد، پس از تجربههاى فراوان و امتحانهاى مكرر در مواقع نیازمندى و گرفتارى هنگام توسل به درگاه الهى از احترام وجودى آن بزرگوار بهره و ر شده و به درخواستهاى خود به بركت توسل به آن محبوب حضور الهى، نایل آمده بودند از اینرو او را «باب الحوائج» نامیده اند و این لقبى است كه پس از رحلت به ایشان تعلق گرفته است كه در تأیید آن از منابع اهل سنت مطالبى در بخش آراء و گفتههاى این كتاب آورده شده است كه مطالعه خواهید فرمود.

استقامت كننده در برابر جور و ظلمهائى كه از طرف خلفاى غاصب نسبت به آن شخصیت عالیقدر صورت مى گرفت. چون خلفاى جور او را با انواع و اقسام ناروائى ها و مظالم اذیت كردند ولى او با ثبات و استقامت كوچكترین ضعف و فتورى را از خود نشان نداد.

امانت دارى، درستكارى در اداء امانت، به تمام معناى كلمهء آن، در وجود آن بزرگوار فراهم آمده بود. چون او علاوه بر امانتدارى دنیوى، امین صادق و درستكار واقعی در اداء رسالت الهى، و انجام تعهدات انسانى و پیشوائى ملت بود به حدى كه در راه أداى امامت، جان خود را نیز فدا نمود و زندگى را در زندان ها سپرى ساخت تا انسان ها آزاد و سرفراز زندگى كنند.

شهادت امام هادی (ع) و چهلم آیت الله بهجت را به شما تسلیت عرض می کنیم .

صوتیهای مربوط به شهادت امام هادی (ع)

خدا آدمهاي بادکنکي را دوست ندارد!
در سيره تربيتى امام هادى عليهالسلام براى تربيت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمى به زمينهها و ريشههاى خودپسندى اشاره شده است. آن حضرت مىفرمايد: «مَنْ اَمِنَ مَكْرَ اللَّهِ وَ أَلِيمَ أَخْذِهِ تَكَبَّرَ حَتَّى يَحِلَّ بِهِ قَضَاوُهُ وَ نَافِذُ أَمْرِهِ وَ مَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ هَانَتْ عَلَيْهِ مَصَائِبُ الدُّنْيَا وَلَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ؛(1) هر كس از مكر و مؤاخذه دردناك خداوند، خود را در امان احساس كند، تكبر مىورزد تا اينكه با قضا و تقدير خداوند مواجه گردد؛ اما انسانى كه بر دليل روشنى از پروردگارش دست يافته است، مصيبتهاى دنيا بر او سخت نخواهد بود؛ گرچه قطعه قطعه شده و [اجزاء بدنش] پراكنده شود.»
هر كس از خود راضى باشد، غضب كنندگان بر او بسيار خواهند شد
طبق اين رهنمودِ ارزشمند، هر شخصى در راه رسيدن به تكامل و مقام والاى انسانيت لازم است كه هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذهاش غفلت نكند. غفلت از خداوند و روز معاد، انسان را به انواع مفاسد دچار مىكند و در حقيقت از خدا فراموشى به خود فراموشى تنزل يافته، هدف خود را در زندگى گم مىكند. چنين فرد غافلى از خود هرگز نمىپرسد كه:
از كجا آمدهام آمدنم بهر چه بود به كجا مىروم آخر ننمايى وطنم
اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهى قرار دهد و از نسيم رحمت حق بهرهور گردد، هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنيوى مغلوب نمىگردد؛ چرا كه به پشتوانهاى قوى همچون نيروى حق تكيه زده و در حصارى محكم پناه گرفته است.
بنابراين، ريشه مهم لغزشها، خطاها و آلوده شدن به صفات ناپسند، همان غفلت از خداوند و خود فراموشى است كه اشخاص را از رسيدن به اهداف والاى انسانى باز مىدارد.
عذاب جهنم و محروميت از الطاف الهى از ديگر رهاوردهاى تكبر است
امام دهم عليهالسلام در روايتى ديگر به عواقب زيانبار صفت ناپسند تكبر اشاره كرده و در اين مورد هشدار داده و فرموده است: «مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَيْهِ؛(2) هر كس از خود راضى باشد، غضب كنندگان بر او بسيار خواهند شد.»
صفت تكبر انسان را نه تنها در معرض خشم مردم، بلكه مورد غضب خداوند نيز قرار مىدهد كه در قرآن فرمود: «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ»؛(3) «خداوند گردنكشان [و متكبران] را دوست ندارد.» عذاب جهنم و محروميت از الطاف الهى از ديگر رهاوردهاى تكبر است.
خويشتن را بزرگ مىبينى؟ راست گفتند يك دو بيند لوچ
در روايت آمده است كه روزى حضرت سليمان بن داود عليهماالسلام امر كرد كه تمام پرندگان و انس و جن به همراه او بيرون آمده، در بساط شگفت انگيز سليمان عليهالسلام جاى گيرند. دويست هزار نفر از بنى آدم و دويست هزار نفر از جنيان با او بودند. بساط او به قدرى بلند شد كه صداى تسبيح ملائكه را در آسمانها شنيد. سپس بساط او آن قدر پايين آمد كه كف پايش به دريا رسيد. در آن حال، ندايى آسمانى به اصحاب سليمان عليهالسلام گفت: اگر در دل فرمانرواى شما (سليمان عليهالسلام) ذرهاى تكبر بود، بيشتر از آنچه بلند كردهاند، او را به زمين فرو مىبردند.(4)
ز خاك آفريـدت خداوند پاك پس اى بنده افتادگى كن چو خاك
تواضع سر رفعت افرازدت تـكــبــر بــه خــاك انــدر انـــدازدت

سایت مراجع تقلید به ترتیب الفبا

>>با دلی ارام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص می شوم ...


صحیفه ی کامل امام صحیفه ی نور { مخصوص علما و مراجع}

